![]() |
![]() |
||
ماده 27 - انتخاب كنندگان بايد داراي شرايط ذيل باشند:
1 - تابعيت كشور جمهوري اسلامي ايران.
2 - هجده سال تمام.[16]
3 - عاقل بودن.
ماده 28 - انتخاب شوندگان هنگام ثبت نام بايد داراي شرايط زير باشند:
1 - اعتقاد و التزام عملي به اسلام و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران.
2 - تابعيت كشور جمهوري اسلامي ايران.
3 - ابراز وفاداري به قانون اساسي و اصل مترقي ولايت مطلقه فقيه.
4 – داشتن حداقل مدرك كارشناسي ارشد و يا معادل آن.[17]
5 - نداشتن سوء شهرت در حوزه انتخابيه.
6 - سلامت جسمي در حد برخورداري از نعمت بينائي، شنوائي و گويائي.
7 - حداقل سن سي سال تمام و حداكثر هفتاد و پنج سال تمام.
برچسبها: ماده 28 قانون انتخابات
ادامه مطلب...
برچسبها: رد صلاحیت نمایندگان
بسمه تعالی
اجتماع گسترده بشر و ساکن شدن در یک مکان مشخص جغرافیایی عناوین متعدد دارد از جمله میتوان از واژه هایی مانند جهان،قاره،کشور،ایالت،شهرستان،شهر،بخش و دهستان و... اشاره کرد.
ملاک اصلی این تقسیم بندی های بالا جمعیت انسانی می باشد .
ایذه نیز با توجه به جمعیت انسانی مدت زمانی است که افتخار شهرستان شدن را دارد.
اگر بخواهیم این شهرستان را بعد از انقلاب مورد ارزیابی قرار دهیم می بینیم که نسبت به سه دهه پیش از لحاظ جغرافیای شهری عرصه گسترده تری را از آن خود ساخته است.
در جای جای این شهرستان ساختمانهای چند طبقه ،خیابان های اصلی و فرعی و طویل به چشم میخورد که همه اینها و امکاناتی از این دست و افزونی جهت ظاهرا شهر نشین عنوان شهرستان را به ایذه اختصاص داده است.
این منطقه هماهنگ با کل کشور در طی دوره های متفاوت وکلای خود را به مجلس فرستاده است.هر کدام از این افراد با شعار هایی تازه پا به میدان رقابت طایفگی گذاشته اند و بعضا با شعور مردم بازی کرده اند ،شعارهایی از قبیل :
از قبیل خشکاندن شط،زدودن غبار منفی طایفه گری از چهره شهر و ایجاد جو و صمیمیت و برادری و از بین بردن تعلق خاطر داشتن طایفه که بیشتر باعث جو بدبینی در محیط زندگیمان گردیده .
تا اینکه در دوره قبل مردم شریف ما با انتخاب یکی از کاندیدای محترم او را وارد مجلس نموده و از این عمل خود بسیار خوشنود بودند
خیلی به عقب بر نمیگردم ،اگر ما به عنوان یک انسان آگاه چهره کلی شهرمان را با چهار سال پیش مقایسه کنیم چه خواهیم دید؟
در کدام جنبه از جنبه های مختلف اجتماعی ،اقتصادی ،فرهنگی و سایر جنبه ها تغییری احساس می کنیم و حرکتی رو به جلو را که ما مشاهده میکنیم
آیا این همان چهره چهار سال پیش نیست با این تفاوت که چهره مردم کمی پیر تر شده،کودکان بزرگ تر شده اند و بزرگان خسته و پژمرده و مائوس تر از گذشته؟
کدام کارخانه تولیدی در این روستای بزرگ استارت خورده است؟
این همه شعار آب از کارون آوردن ،خط راه اهن کشیدن و .... چرا نمیتوان با چشم مسلح دید.وقتی در انتخابات برادر با برادر و هریک از فامیل های نزدیک با هم تضاد پیدا میکنندو چنین اختلافاتی تمام جنبه های فردی و اجتماعی افراد جامعه را در بر می گیرد و موجب زیان و خسران دنیوی و اخروی میشود تا بلاخره فردی را بزرگ کنیم نباید پس از انتصاب آن فرد بر کرسی وکالت از او بخواهیم که به وعده هایش عمل کند و برای تغییر زندگی این مردم تدبیری بیاندیشد؟
آیا این موافق عقل و خرد است که چهار سال وکالت زندگی خود را به دست کسی دهیم و در پایان بگوییم برای ما کاری انجام نداد پس ما دیگر کاری با او نداریم؟
مگر عمر ما چند سال است که هر چهار سال یک نفر را انتخاب کنیم ،آشوب به پا کنیم دیگران را آزرده خاطر کرده و به اختلافات قومی قبیله ای دامن بزنیم؟ صمیمیت ،محبت و دوستی را بکشیم و در آخر بفهمیم فردی را که انتخاب کرده ایم کاملا اشتباه بوده حال نفر دیگر و تجربه تازه تر و باز بعد از چهار سال یاد آن قدیمی را گرامی بداریم که لااقل اگر کاری نمیکرد ولی حفظ ظاهر میکرد؟
آیا ما فکر میکنیم که در یک شهرستان زندگی میکنیم،ر قرن حاضر مکانی این چنین را که فاقد بسیاری از امکانات است شهرستان نامید؟
چرا وقتی ما بیمار داریم از چند جانب به شهرها و استانهای همجوار هجوم می بریم؟
در شهر ما پزشک متخصص نیست یا اگر هست بسیار اندک.
وضعیت شهر و بافت شهری راکه اصلا نمیشود توصیف کرد.
ما مردمی هستیم متمدن درای پیشینه فرهنگی ،ملی قوی و با پشتوانه فرهنگی اسلامی و مذهبی که با تلفیق این دو میتوان در همه زمینه های عینا پیشرفت کرد
توجه من به عنوان یک شهروند و یک فرهنگی این است که دست به دست هم دهیم با اتحاد و بدون اختلاف و بدون توجه به آیتم های منفی طایفه و قوم و قبیله به توسعه و آبادی شهرمان بپردازیم و به این فکر کنیم که چهار سال زمان کافی برای خدمت گذاری به این مردم هست البته اگر بخواهیم .
با اتحاد در این دوره فردی را به عنوان وکیل خود روانه مجلس کنیم که بتوان حقوق از دست رفته این مردم را به آنها پرداخت کنند.
دهستان و روستای بزرگمان را عملا به شهرستان تبدیل کنیم مردمی مردانه که متکی بر زرمداران نباشد
تکیه گاه شانه های مردم عادی و متوسط باشد نه اینکه با پول و حمایت مالی ثروتمندان این مقام را کسب نمایند در این صورت جز همراهی و همکاری با همانها چه کمکی میتوان به مردم شهرش نماید
فردی که با خرج کردن پولهای گزاف در این عرصه به فعالیت بپردازد آیا میتوان به او دل بست که عدالت بورزد؟
فردی را انتخاب کنیم که تحت هیچ شرایطی به گروه خاصی از اطرافیانش کند بلکه به عامه مردم و کمبودها و نقص های شهر توجه نماید.
فرد گرا نباشد توجهش به جامعه و ساختن آن و توسعه همه جانبه این روستای بزرگ باشد.
از قشر فرهنگی،دانشجو و تحصیل کرده صمیمانه و از ته دل می پرسیم آیا زمان آن فرا نرسیده که به توسعه محل زندگیمان و جایی که فرزندانمان در آنجا به رشد و بالندگی می رسند فکر کنیم؟
آیا زمان آن فرا نرسیده است که مسائل منفی طایفه گری ،اختلاف و دوگانگی و ناشایسته سالاری را دفن کنیم؟
آیا عاقلانه نیست که آغاز اولین سال آخرین دهه قرن حاضر را آغازی برای سعادت خود و فرزندانمان قرار دهیم؟
ما میتوانیم اگر بخواهیم...

